X
تبلیغات
رایتل
1389/08/29 @ 04:30

فرجام بد انجام نوشتن نویسندگانی چون من و تو

وقتی ساعت4صبح به وقت اینجا یهو از بالا افتادم پایین احتمالا همون موقع فیلسوف پیر داشت آخرین سطر کتابش را اینطوری مینوشت: "قصه ی همخوابگی با دخترکان نابالغ در بسترهایی از خون و اسکناس، کودکان اسلحه به دست مزدور، مرده های متعفن از فشنگهای غولهای اسلحه سازی کنار خیابانهای سرگشتگی بشر، قوانین نانوشته ی جنگل و بالا پایین شدن سهام بورس ابر شهرها و نطقهای مصلحانه و بی تاثیر دبیر کل سازمان ملل قصه ی افول تمدن ماست."  
فردایش، میبرد دست خطهایش را میفروشد به یک انتشاراتی در وال استریت و با یک سوم  پولش یک دختر نابالغ میخرد، با یک سومش یک تپانچه ی خودکار و بقیه شو هم تو بورس نیویورک سرمایه گذاری خواهدکرد...
  
پ.ن:
تو بیداری نوشتم.  
  
خرپ خرپ های مغز یه چپ دست را از اینجا دنبال کنید