X
تبلیغات
رایتل
1390/11/01 @ 22:09

با تو نقض میشوند همه قوانین

 

میگن "این نیز بگذرد" تنها جمله ایه که در همه شرایط استفاده داره،

کاش تو مورد استثنای این اصل باشی.. 

1390/10/27 @ 01:00

چندشششش

طرف دو بار دماغشو عمل کرده،یه بارم سزارین. 

 بعد هر بار میخواد آمپولی/سرمی بزنه انقد ناز میکنه و  ادا میاد 

 یه چیزی تو مایه های " ادا تنگا " !!

1390/10/20 @ 00:03

گاهی هم وقتی تو جمع حرف "اون" میشه، میخندی و میگی چقد احمق بودی که دل بهش بسته بودی، 

اما توی دل خودت میگی: کاش الان هنوز اون روزا بود ... 

1390/10/19 @ 01:34

الهی نامه 56

خدایا تو چمیدونی که دنیا یه بازی سخت کامپیوتریه، هی game over میشم اما فقط   continue داره ... 

یا exit بذار یا بکش بیرون دیگه .. 

1390/10/17 @ 00:53

ازدواج مدفن عشق است

تا وقتی تو روزای عاشقانه ایم، به ازدواج فکر میکنیم، 

وقتی ازدواج میکنیم، حسرتِ داشتن ِ یه روز از همون روزای عاشقانه رو میخوریم...  

1390/10/13 @ 22:54

رسول یونان

چه تجویز میکنید؟
این نسخه را برای که می پیچید؟
دوای درد مرا در داروخانه یافت نمیکنید.

درد من با یک نگاه درمان میشود.
...
نگاهی که در درونم جاریست.
نگاهی که باید فراموشم شود.

آلزایمر گاهی چه مرض خوبی است... 
 
1390/10/13 @ 15:33

این روزها همه به گا میروند شما چطور؟

 

این روزا هر صفحه ای که میذارم توی اینترنت "لود" بشه تا بخواد بیاد بالا، 

 وسطش یه چرت میزنم! 

 

1390/10/08 @ 23:09

الهی نامه 55

خدایا همش گفتیم "راضی ایم به رضای تو" 

این یه بار تو رضایت بده به رضای ما...

1390/10/08 @ 15:58

جنس منقرض شده!

 

مردها دو دسته اند:  

یا مُردن 

یا نامردن 

1390/10/07 @ 19:14

مختار

غرورمو زخمی کنی، عشقمو سر میبرم! 

 

 

1390/10/07 @ 00:33

خداحافظ کمی غمگین

خدا و حافظ 

دو تا کلمه لطیف و قشنگن،که وقتی "واو" میونش برداشته میشه گلوت به هم میاد... 

1390/10/06 @ 19:33

 اتاق کوچک٬نه نماد تنهایی٬ که خود آزادی ست، 

 باشد تا کسی بردر نکوبد و وارد نشود     ... 

1390/10/04 @ 20:11

هر که ریشش بیش، بامش بیشتر ! 

1390/10/02 @ 02:41

رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون

 

سیلی هم دیگر صورتم را سرخ نمیکند، 

عجیب پوست کلفت شده ام! 

1390/10/02 @ 01:46

خدایی که در این نزدیکی ست

آنروزها
درویش بودم و هو می زدم
گیوه میپوشیدم
بی هوا به شمال و کرمانشاه می رفتم...
نان و خرما می خوردم
یادش بخیر
.
آنروزها
برای پیدا کردن خدا
راه دور می رفتم...

-امین منصوری-