X
تبلیغات
رایتل
1391/05/29 @ 09:34

منو یادت میاد یا نه

تو نفهمیدی 

اما لبهایم با هم در رقابت بودند، 

تا کدامیک زودتر بر دستانت بوسه زنند... 

 

پ.ن: دانلود این ترانه توصیه میشه. 

1391/05/29 @ 09:30

فطر ِتنهایی

سالهاست روزه ام، 

دلم طعم ِ مطبوع ِ عشق میخواهد 

که با گرسنگی کودکانه ام افطار کنم...

1391/05/28 @ 14:35

دلتنگی  شاخه ی بیدی است،
که با وزش هر خاطره،
اندوه وار می لرزد

.
بیدی که هر شب،اشک میوه میدهد... 

1391/05/28 @ 14:21

شما یادتون نمیاد

یکی از بزرگترین ابهامات ِ دوران ِ کودکی ِ نسل ِ ما هم این بود که بالاخره "بوعلی سینا" درسته یا "ابن سینا" ؟!

1391/05/26 @ 01:24

تنها حرام ِ حلال

تو این مملکت فقط اگه جوونی خودت رو حروم کنی، کار حروم انجام ندادی!! 

 

1391/05/26 @ 00:04

اینکه عمرمون داره میگذره اصلن ناراحت کننده نیست، اینکه توی این مملکت داره میگذره عمیقا ناراحت کننده س.. 

1391/05/26 @ 00:00

آدم ها از آنچه به نظر می آیند تنهاترند... 

 

1391/05/25 @ 02:06

ایمان آورندگان 8

ای کسانی که ایمان آورده اید، یه کاش آش رشته هم بیارید دور همی بخوریم...



پ.ن:مهمانی های افطار چندصد هزارتومانی، وسفره های ِ خالی ِ چهار خیابان بالاتر...



1391/05/22 @ 01:29

الغوث آنها را..


خدایا هیچ مادری رو با مرگ فرزندش امتحان نکن...



امروز/تبریز

1391/05/20 @ 03:05

الهی نامه 67

خدایا این روزها 98 درصد شدیدالعقاب و قهار و جبار شدی، 1درصد رحمان و رحیم، اون یه درصدم مابقی..

1391/05/18 @ 22:48

هوالهو

خداوندا!

آن تنهایی‌‌ای که برای خود پسندیدی را برای من مپسند..

1391/05/18 @ 02:27

نگران من نباش

این روزها همیشه رو به راهم،

رو به راهی که تو رفتی...


1391/05/18 @ 01:54

قربه الی الله شب قدر شادی شد

یکی از فانتزیامم اینه زن یکی از قهرمانای المپیک بشم، یه جفت گوشواره با مدال شوعرم سِت کنم بندازم گردنم برم سفره حضرت رقیه به بقیه پز بدم!


1391/05/17 @ 00:02

حاکم اوست

از کودکی‌ام می‌پرسیدند می‌خواهی چه شوی؟

روزی می‌گفتم دکتر روز دیگر خلبان و دیگر روز پلیس..

اما، اینچنین زار را نمی‌خواستم ، چه کنم که دلبر چنین خواست..

1391/05/15 @ 10:58

خوش بحال اون روزا که بهمون میگفتن برنامه ت چیه؟ میگفتیم املا-علوم-فارسی ،

اما حالا چی؟ یه همچین سوالی بپرسن درجا دچار یاس  فلسفی حاد میشیم!



من در فیسبوک:

http://www.facebook.com/kherp.kherp


پیج وبلاگ در فیسبوک:

خرپ خرپ های مغز یه چپ دست


1391/05/13 @ 16:36

نماز عشق

هر عکسی از تو که از چشمانم می‌گذرد؛

تصویرت قبله‌ای می‌شود،

و چشمانم از اشک وضو می‌گیرند،

 برای نماز لطیفی که تماشای تو دارد..


1391/05/11 @ 22:07

بیچاره او

قسم به لحظه ای که او را میبوسی،
اما در خاطرت من سر به زیر قدم میزنم...



من در فیسبوک

1391/05/09 @ 16:12

کپی برابر اصل نیست، 

این عکس ها را نمیخواهم، دلم برای خودت تنگ است...


1391/05/08 @ 00:59

این چنین بی‌دل و بی‌چشم و بی‌زبان که منم

بی‌تو دارد به سر می‌شود، این جانم. نبودنت زمان را کند کرده است و زمان همچون تیغ کُندی بر گلویم حرکت می‌کند و نمی‌برد و شکنجه می‌دهد. نبودن چشم‌هایت سخت می‌گذرد. آن چشمانت که قبله آفتابگردان‌ها بودند و قرار داشتند روشنی خانه‌ام باشند. همان  چشم‌هایی که فتنه خورشید بودند و نبودن‌شان چشمانم را فتنه و رقیب چشمه کرده‌اند. لبانم دیگر کش نمی‌آیند برای خنده‌ای یا اگر لبخندی گذرش بر لبانم افتد سریع‌تر از الکل می‌پرد و چون مرغ وحشی دیگر بر بام لبانم نمی‌نشیند. جلادان برای کشتن سر از تن جدا می‌کنند و دلبران دل از تن.. که ای کاش دل هم مانند دندان شیری بود که جایش یکی دیگر درمی‌آمد.


حالا نیستی و نمی‌دانم کجایی؛

 اما هنوز از همان آفتابگردان‌ها سراغت را می‌گیرم،

 از سمت نگاهشان..


نیستی اما یادت هست، گاهی در سینه و گاهی بر زبان. گفته بودم که زبان به شکایت از یار نچرخاند عاشق، و چون چیزی جز شکایت و زخم بر جای خالی دلم نیست دهان گشودن حرامم است پس زبان پس کشیدم که خاموشی این لال پر ملال را سودا تو باشی...

1391/05/07 @ 00:55

نقاش های دنیا را بیاورید
شاعرها را خبر کنید
.
.

میخوام دلتنگی های بی دلیل یک زن را ترسیم کنند..




   1       2    >>