X
تبلیغات
رایتل
1393/05/31 @ 02:24


به انتظار هیچکس بر این در ننشسته ام،

همانند پیرمردی که روی ِ سکوی ِ کنار ِ درب چوبی خانه اش،

ساعتها به انتظار هیچ مینشیند...

1393/05/31 @ 02:11

ضدآفتاب،عینک آفتابی،کلاه! چقدر شبیه ماموران مخفی شده ایم..


حتی خورشید نقاشی هایم

مهربان تر بود

اما حالا میسوزاند،

از او هم رو میگیرم...




1393/05/13 @ 21:43

همین "خدا بزرگه" ،
همین " قسمت بوده"،
همین "روزی دست خداست"،
همین "هرچی خدا بخواد"

همینا،دقیقا همینا ما رو گا...دن!

1393/05/04 @ 07:18


بمیرم،

گریه میکنی؟


1393/05/04 @ 07:16

عدالت نیست!

میان این همه خواب، تو را ببینم..