X
تبلیغات
رایتل
1391/12/02 @ 00:15


خواسته زیادی نیست
اینکه از تمام دستهای دنیا
تنها دستهای تو را بخواهم
وقتی دستانم را میگیریند...



من در فیسبوک:

http://www.facebook.com/kherp.kherp


1391/11/28 @ 14:41


انگاری ایستاده ام وسط ازدحام دنیا
همه می آیند
همه می روند
چند میلیارد آدم شبیه هم،
چند میلیارد"تو" ...




من در فیسبوک:

http://www.facebook.com/kherp.kherp

1391/11/24 @ 02:28

"امیدوارم خوشبخت باشی"!


این جمله غم دارد،کمبود،نیستی،حسرت،


فقدان ِ "تو" بیداد میکند...


1391/11/02 @ 00:47

یادش بخیر،آن روزها یادت که میفتادم دلم برایت پر میزد،
اما حالا یادت که میفتم،پلک چشمم میپرد...

1391/10/19 @ 02:07

آدمها از مریضی نمیمیرند،

یا از تصادف،

آدم ها وقتی تنها میشوند میمیرند...

1391/09/28 @ 14:39


یعنی چه که دنیا قرار است به پایان برسد؟

من و تو که هنوز به هم نرسیده ایم...



1391/09/15 @ 00:13

هوا که گرفت همه جا را تعطیل رسمی کردند،
آن روز هم که تو را که از من گرفتند خوب یادم هست هوا گرفت،
اما هیچ کجا را تعطیل نکردند..!
1391/09/06 @ 00:18

نمیدانم چرا همه چیز باز به تو ختم میشود،

حتی اگر هرگز نباشی...


1391/09/01 @ 15:55

چندی ست که از ما بریده ای

اثاثمان را از دلت حراج کردی وسط کوچه؛

.

.

اما کاش این روزهای سرد و تلخ پاییز

لااقل

دلت خوش باشد

به چیزی

به کسی...


پاییز 91/اراک/پامچال


پاییز 91/اراک/پامچال/یک روز بارانی

1391/08/30 @ 01:55

امشب و هر شب

خاطراتت هجوم می آورند

گره میشوند در گلویم،

با فشار چای قورتشان میدهم دوباره...


1391/08/28 @ 14:13

بی تو هر شب احساسم تیر میکشد،

خودم بهمن...


1391/08/27 @ 15:25

سهم من از تو


لبهایت به جان ِ تن ِ دیگری می افتند،

خاطراتت به دل من...


1391/08/25 @ 22:34

چه سرنوشت غریبی

نذر کرده ام

اگر تا چهل روز دیگر نیایی

دق کنم!


1391/08/24 @ 10:58

اینکه آدم تنها نباشه ولی احساس تنهایی کنه، از خود تنهایی خیلی بدتره...


1391/08/20 @ 23:54

کاش سنگی بودیم

وقتی قرار است دیگر تو را نبینم،

باید از گردی زمین هم قطع امید کرد!

.

اینجا

آدم ها به آدم ها نمیرسند،

اما کوه هایش چرا

...



1391/08/19 @ 19:18

دل که زیادی تنگ شود،سنگ میشود...


تو فرهاد دلم باش،

شیرین شدنش با من..


1391/08/16 @ 01:59

عشق چیزی است مثل اینکه
خودمان به کسی میگوییم بیدارمان کن،
و وقتی بیدارمان میکنند ناراحت میشویم...


1391/08/10 @ 11:00

رفتی

آب از آب هم تکان نخورد،

فقط هوا برای نفس کشیدن کم آمد..



1391/08/10 @ 01:55

باید تمام نیازمندیهای همشهری را رزرو کنم،
باید تیتر درشت بزنم "گمشده"
باید بیابمت...


1391/08/08 @ 19:27

بعداز تو برایم تنها همین لیوان های چای مانده است،
لیوان های چایی که سرد میشوند و درون سینک خالی شان میکنم...


<<    1       2       3       4       5       ...       9    >>