X
تبلیغات
رایتل
1391/07/30 @ 01:50

نقطه سر خط

کاش میشد کنارت یک نقطه پایان بگذارم

و بگویم تمام،
پاراگراف بعدی...


1391/07/27 @ 23:46

مردها شکست عشقی میخورند،
اما زنها میمیرند...


1391/06/30 @ 00:47

از حال من که میپرسی
جوابی نیست جز "خوبم،شکر"
اما تو بشنو: دلتنگی،دلتنگی و دیگر هیچ...


1391/06/19 @ 01:22

راهی که در انتها،تو نایستاده باشی 

رفتن ندارد... 

1391/06/18 @ 00:58

چشمهایت برای زندگی ام،

مثل نمک است برای غذا 

کاش فشار خون نگیرم... 

1391/06/14 @ 22:30

نمی‌دانم چه کسی لیبل شکستنی را از روی ما مردها کند

دل مرد را بشکنید؛
کمرش را بشکنید؛
اما غرورش را نشکنید..
مردی که التماس می‌کند دیگر چیزی برای شکستن دیگر ندارد..

1391/06/12 @ 22:36

بزرگ شدم یادم رفت. بزرگ‌تر می‌شوم که یادم بروی؟

کودکی‌ام آن روز تمام شد که پاهایم موقع تاب‌بازی به زمین می‌کشید. بعد از آن عمرم در شمارش دندانه‌های سین و شین گذشت. شپش و سست، سخت‌ترین کلمات شدند، تا زندگی، سخت‌ترین کلمه عمرم شد و من در همان سرِ زندگی ماندم و مشروط شدم، که قبول نشدم در پیش تو..

1391/06/12 @ 21:29

با هر نفس بغضی را فرو میدهم، 

این روزها گلو دردی گرفته ام که یادگاری توست.. 

1391/06/12 @ 21:06

توبه نمیکند اثر،مرگ مگر اثر کند

 

توبه ی گرگ که هیچ، گاهی توبه ی انسان هم مرگ است! 

وقتی قرار باشد از عشقش توبه کند.. 

1391/06/12 @ 18:13

دست نیافتنی، 

آنقدر که دیگر به خواب هم نمیبینمت... 

1391/06/12 @ 18:12

خدا هم اگر عاشق بود
بجای این همه آیه به چشمان معشوقش قسم میخورد،
مثل من.. 

1391/06/09 @ 05:21

تو پیامبری 

و من ایمان دارم به معجزه ات، 

چه ساده هر روز ِ نبودنت را،هزار روز کردی..  

 

1391/05/29 @ 09:34

منو یادت میاد یا نه

تو نفهمیدی 

اما لبهایم با هم در رقابت بودند، 

تا کدامیک زودتر بر دستانت بوسه زنند... 

 

پ.ن: دانلود این ترانه توصیه میشه. 

1391/05/29 @ 09:30

فطر ِتنهایی

سالهاست روزه ام، 

دلم طعم ِ مطبوع ِ عشق میخواهد 

که با گرسنگی کودکانه ام افطار کنم...

1391/05/28 @ 14:35

دلتنگی  شاخه ی بیدی است،
که با وزش هر خاطره،
اندوه وار می لرزد

.
بیدی که هر شب،اشک میوه میدهد... 

1391/05/18 @ 02:27

نگران من نباش

این روزها همیشه رو به راهم،

رو به راهی که تو رفتی...


1391/05/17 @ 00:02

حاکم اوست

از کودکی‌ام می‌پرسیدند می‌خواهی چه شوی؟

روزی می‌گفتم دکتر روز دیگر خلبان و دیگر روز پلیس..

اما، اینچنین زار را نمی‌خواستم ، چه کنم که دلبر چنین خواست..

1391/05/13 @ 16:36

نماز عشق

هر عکسی از تو که از چشمانم می‌گذرد؛

تصویرت قبله‌ای می‌شود،

و چشمانم از اشک وضو می‌گیرند،

 برای نماز لطیفی که تماشای تو دارد..


1391/05/11 @ 22:07

بیچاره او

قسم به لحظه ای که او را میبوسی،
اما در خاطرت من سر به زیر قدم میزنم...



من در فیسبوک

1391/05/09 @ 16:12

کپی برابر اصل نیست، 

این عکس ها را نمیخواهم، دلم برای خودت تنگ است...


<<    1       2       3       4       5       ...       9    >>